سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.
اساس حکمت ترس از خداونداست . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]


ارسال شده توسط مهدی در 92/9/28:: 4:6 عصر

http://fbirani.ir/m.png


کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط مهدی در 92/11/22:: 12:32 صبح


کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط مهدی در 92/11/22:: 12:31 صبح
بانـوی سرزمینم!!!!! ارزش خودت را بدان !!!! بدان که تو! قرار است شیرین!! لیلی!!.پرنسس .!!! تمام هستی یک مرد باشی!!!!!! قرار است چشمانت گرما بخش مردی باشد!!!! قرار است آغوشت لطیف ترین جایگاه مردی با...
یه مرد نامرد آنلاین هست
ای بابا اینو بدون وقتی یه نفر نمیتونه خودش به خودش کم کنه کسی دیگه هم نمیتونه کمکش کنه من کار از کارک گذشته
NASTARAN آنلاین هست
ناراحت نشیا ولی اسمه اکانتتو بذار یه مرده ضعیف .که ناامیدی بهش غلبه کرده کاملا در اشتباهی اقای نامرد ( این منم دارم موعظه میکنم؟؟؟ جلل خالق !! )
یه مرد نامرد آنلاین هست
ضعیف یه چی میگی یه چی میشنوی من از دست روزگار ناراحتم میدونی چرا
NASTARAN آنلاین هست
خودت گفتی من دوس دارم برم یعنی ناامید شدی از زندگی دیگه!!!
چرا مگه؟؟؟
یه مرد نامرد آنلاین هست
من دارم از تو میپرسم چرا بعد تو به من میگی چرا
NASTARAN آنلاین هست
میزنمتا خودت الان گفتی میدونی چرا خو منم ج دادم بهت گفتم چرا؟؟??????????????????????????????
یه مرد نامرد آنلاین هست
شوخی کردم من از این زندگی خستم دیگه حال ندارم نمیتونم با حیلهاش مقابله کنم میخوام من همدستش بشم
NASTARAN آنلاین هست
واه خدامرگم بده ( البته خدانکنه ) ... یعنی میخوای ادم بده بشی؟؟؟ بیخیال بابا این دنیا که مهم نیس مهم اخرته ... اونو باید بسازیش نه اینکه بدتر تخریبش کنی!!!?????
یه مرد نامرد آنلاین هست
چی اخرت رو که داقون کردم رفت میخوام حداقل اینور حال کنم برا خودم
NASTARAN آنلاین هست
عجب گیری افتادیما .... از اون ور میگی دوس دارم برم اون دنیا اینور میگی میخوام تو این دنیا عشق و حال کنم؟؟؟ ... ممنون منو به اندازه ی کافی اسکل کردی !!!??????????
شکلک ها

کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط مهدی در 92/10/18:: 1:2 عصر

http://fbirani.ir/file/pic/photo/2014/01/4cf9b8d1ee0f9d236c60c38717bedcdd_500.jpg


کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط مهدی در 92/10/18:: 12:20 عصر


کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط مهدی در 92/10/18:: 12:18 عصر


کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط مهدی در 91/12/19:: 12:58 عصر

با عرض سلام خدمت دوستان و هم وطنی های خودم

نرسیدم یه دستی به روی آشیانه ام بکشم

دیگه بزرگ شدم خخخخخخ

کارا زیاد شده مشکلات هم فراوون . مثل چندسال پیشا نیست که هر روز یه مطلب جالب بزارم اینجا(دیگه گذشت اون زمون)یادش به خیر

ولی الان 20 درصد کارام تو نت انجام میشه یعنی یه شبکه ی اجتماعی زدم که باید روزی چندساعت رو برا این سایت بزارم

میخوام مطالب جالبش رو با اسم خود کاربر بیارم بزارم تو آشیانه ام شما استفاده کنید.

اینم سایت شرکتی هست که یه ساله تأسیس کردیم الان داره پا میگیره

www.stjp.ir

ببخشید اگه نتونستم بیام جواب پیاما و نظراتتون رو بدم 

و همچنین از این که نتونستم به آشیانتون سر بزنم و نظر بدم هم عذر میخوام

مرامتون رو عشقه

یه سایت توپ هم زدم که نیاین ضر میکنین رو عکس زیر کلیک کنید

http://www.8pic.ir/images/55678045023748434714.gif

 


کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط مهدی در 91/12/19:: 12:27 عصر

اوس اصغر به دخترش شبنم، گفت، بنشین که صحبتی دارم،

شاکی ام ، دلخورم ، پکر شده ام،
چون که امروز با خبر شده ام،
که تو در کوچه ای همین اطراف،
با جوانی جُلنبر و الاف،
سخت سرگرم گفت و گو بودی ،
چه شنیدی از او ؟ چه فرمودی؟
رفته بالا فشارم ای گاگول،
سکته کرده ام مطابق معمول،
ای پدر سوخته ، بدم الان ،
پدرت را درآورد مامان،
میروی "داف" میشوی حالا؟
فکر کردی که من هویجم ، ها؟
بزنم توی پوز تو همچین،
که بیاید فکت به کُل پایین؟
دخترم جامعه خطرناک است،
بچه ای تو ، مخت هنوز آک است،
آن پدر سوخته چه می نالید؟
بر سرت داشت شیره می مالید؟
بست لابد برای تو خالی،
وای از این عشقهای پوشالی!
شبنم آنگاه بعد از این صحبت ،
گفت بابا خیالتان راحت ،
من فقط فحش بار او کردم ،
ناسزاها نثار او کردم،
پیش اهل محل به او گفتم :
به تو هم می شود که گفت آدم؟
بچه در راهه ، پس کجاهایی؟
خواستگاری چرا نمی آیی؟
تا که اوس اصغر این سخن بشنید،
کُل فکش به سمت چپ پیچید،
کله اش روی شانه اش ول شد،
سکته اش مثل این که کامل شد
جهت عضویت در سایت کلیک کنید
جهت عضویت در سایت کلیک کنید


کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط مهدی در 91/12/7:: 12:16 صبح

مادر من فقط یک چشم داشت. من از اون متنفر بودم … اون همیشه مایه خجالت من بود!
اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت.
یک روز اومده بود دم در مدرسه که منو به خونه ببره خیلی خجالت کشیدم. آخه اون چطور تونست این کار رو بامن بکنه؟
روز بعد یکی از همکلاسی ها منو مسخره کرد و گفت مامان تو فقط یک چشم داره! فقط دلم میخواست یک جوری خودم رو گم و گور کنم. کاش مادرم یه جوری گم و گور میشد…
بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو بخندونی و خوشحال کنی چرا نمیمیری؟
اون هیچ جوابی نداد….
دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ کاری با اون نداشته باشم!

 

سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم، اونجا ازدواج کردم، واسه خودم خونه خریدم، زن و بچه و زندگی…
از زندگی، بچه ها و آسایشی که داشتم خوشحال بودم تا اینکه یه روز مادرم اومد به دیدن من.. اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه هاشو..
وقتی ایستاده بود دم در بچه ها به اون خندیدند و من سرش داد کشیدم که چرا خودش رو دعوت کرده که بیاد اینجا، اونم بی خبر! سرش داد زدم: چطور جرات کردی بیای به خونه من و بجه ها رو بترسونی؟ گم شو از اینجا! همین حالا! اون به آرامی جواب داد: اوه خیلی معذرت میخوام مثل اینکه آدرس رو عوضی اومدم و بعد فوراً رفت و از نظر ناپدید شد.

یک روز یک دعوتنامه اومد در خونه من درسنگاپور برای شرکت درجشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه ولی من به همسرم به دروغ گفتم که به یک سفر کاری میرم.
بعد از مراسم ، رفتم به اون کلبه قدیمی خودمون؛ البته فقط از روی کنجکاوی. همسایه ها گفتن که اون مرده! اونا یک نامه به من دادند که اون ازشون خواسته بود که بدن به من:

ای عزیزترین پسرم،
من همیشه به فکر تو بوده ام..
منو ببخش که به خونت اومدم و بچه ها تو ترسوندم!
خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میای اینجا.. ولی من ممکنه که نتونم از جام بلند شم که بیام تورو ببینم!
وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینکه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم!
آخه میدونی … وقتی تو خیلی کوچیک بودی تو یه تصادف یک چشمت رو از دست دادی به عنوان یک مادر نمییتونستم تحمل کنم و ببینم که تو داری بزرگ میشی با یک چشم؛
بنابراین مال خودم رو دادم به تو.. برای من اقتخار بود که پسرم میتونست با اون چشم به جای من دنیای جدید رو بطور کامل ببینه..
با همه عشق و علاقه من به تو،
مادرت



کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط مهدی در 91/12/7:: 12:7 صبح

ساعت 3 شب بود که صدای تلفن پسری را از خواب بیدار کرد. پشت خط مادرش بود. پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟

مادر گفت: 25 سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردی؟ فقط خواستم بگویم تولدت مبارک. پسر از اینکه دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد..

 

صبح سراغ مادرش رفت. وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت ولی مادر دیگر در این دنیا نبود..



کلمات کلیدی :

   1   2      >
درباره
صفحات دیگر
آرشیو یادداشت‌ها
لینک‌های روزانه
پوندها
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
جمله های طلایی و مطالب گوناگون
حضرت عشق جل جلاله
سروش دل
خورشید پنهان
نمایندگی دوربین های مداربسته
لحظه های آبی( سروده های فضل ا... قاسمی)
ser
جاده های مه آلود
لیلای بی مجنون
جریان شناسی سیاسی
● بندیر ●
BABI 1992
قلمدون
عاشقان
داروخانه دکتر سلیمی
یک
برترین لحظه ها
هواداران بازی عصر پادشاهان ( Kings-Era.ir )
جاده خاطره ها
►▌ رنگارنگ ▌ ◄
عکس سرا + جام جهانی 2010
غزل عشق
یاد نیما
قصر شیــرین
عاشق آسمونی
پارسی نامه
upturn یعنی تغییر مطلوب
اصل 110، اصل ولایت فقیه (ولایت نیوز)
وبلاگ فنی تخصصی گلبرگ
..::* حامیان ولایت *::..
کلبه تنهایی
سیب خیال
روستای زیارتی وسیاحتی آبینه(آبنیه)باخرز
همنشین
کارشناس مدیریت دولتی
آخرالزمان و منتظران ظهور
شین مثل شعور
****شهرستان بجنورد****
مشاور
رازهای موفقیت زندگی
شلمچه
... نیمه جان از عشق و غم بی کسی , ای خدا به فریادم میرسی ؟
خندون
((( لــبــخــنــد قـــلـــم (((
عشق گمشده
زیر باران (ابیات و اشعار برگزیده)
درس های زندگی
سایه
نظرمن
شبستان
دل شکســــته
برو تا راحت شی
برادران شهید هاشمی
شهیدشاعری
دل نوشته
فریازان ...تویسرکان...همدان faryazan
همه چیز
هه هه هه.....
کارشناس مدیریت بازرگانی: مهران حداد
من الغریب الی الحبیب
نور
S&N 0511
ترانه ی زندگیم (Loyal)
عشق در کائنات
نشریه حضور
دانلود بازی موبایل بازی موبایل بازی موبایل بازی موبایل
توشه آخرت
آقاشیر
عمومی
جـــیرفـــت زیـبا
زائر
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
پرسش مهر 8
بانوی آسمانی
تراوشات یک ذهن زیبا
وبلاگ شخصی مهندس محی الدین اله دادی
طریق یار
زشت است بی تو زندگی زیبای عالم
بهشت بهشتیان
خون هر آن غزل که نگفتم به پای تست !!!!
عشق الهی: نگاه به دین با عینک محبت، اخلاق، عرفان، وحدت مسلمین
عطش (وبلاگ تخصصی ماه محرم و صفر)
یادداشتهای فانوس
مهر بر لب زده
ژیگول
اواز قطره
محمد قدرتی MOHAMMAD GHODRATI
گل یا پوچ؟2
سحر یه دختره تنها
باران انتظار
برگترین مرجع جک، اس ام اس، پیامک، لطیفه، عکس، نرم افزار سهیلا
جغرافیای سیاست
**دختر بهار**
سایت اطلاع رسانی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani
هم نفس
بی نام
نامه ای در راه عشق
عاشقانه
PARANDEYE 3 PA

موسیقی وبلاگ